گنج

شمارهٔ ۶۳

۸ بیت
دل شوق لبت مدام داردیا رب ز لبت چه کام دارد
جان عشرت مهر و باده شوق‌در ساغر دل مدام دارد
شوریدهٔ زلف یار دایم‌در دام بلا مقام دارد
آخر نرسد که باز پرسیم‌کآن دلبر ما چه نام دارد
با یار کجا نشیند آن کاواندیشه خاص و عام دارد
خرّم دل آن کسی که صحبت‌با یار علی‌الدّوام دارد
تا صید کند دلی بشوخی‌بر گل ز بنفشه دام دارد
حافظ چو دمی خوش است مجلس‌اسباب طرب تمام دارد