گنج

غزل شمارهٔ ۱۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ادت۷ بیت
ساقیا آمدنِ عید مبارک بادتوان مَواعید که کردی مَرَوَد از یادت
در شگفتم که در این مدّتِ ایّامِ فِراقبرگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت
برسان بندگیِ دختر رَز، گو به درآیکه دَم و همّت ما کرد ز بند، آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توستجای غم باد، مَر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراجِ خزان رخنه نیافتبوستانِ سمن و سرو و گل و شمشادت
چشمِ بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآوردطالعِ ناموَر و دولتِ مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوحور نه طوفانِ حوادث بِبَرَد بُنیادت