گنج

غزل شمارهٔ ۱۳

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اب۸ بیت
می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحابالصَبوح الصَبوح یا اصحاب
می‌چکد ژاله بر رخِ لالهالمُدام المُدام یا احباب
می‌وزد از چمن نسیمِ بهشتهان، بنوشید دَم به دَم مِیِ ناب
تخت زُمْرُد زده است گل به چمنراحِ چون لعلِ آتشین دریاب
درِ میخانه بسته‌اند دگراِفتَتِح یا مُفَتِّح الاَبواب
لب و دَندانْت را حقوق نمکهست بر جان و سینه‌هایِ کباب
این چنین موسِمی عجب باشدکه ببندند میکده به شتاب
بر رخِ ساقیِ پری پیکرهمچو حافظ بنوش بادهٔ ناب