گنج

شمارهٔ ۳۱۹

۷ بیت
من بدین کهنه دلق و کهنه کلاهنکنم سر فرو به افسر شاه
روی ناخوب و خوی نامرغوبمیزنم طعنه ها بمهر و بماه
بتو زیبنده شد بنقارهزدن ایصاحب سریر و کلاه
که مرا تاج فقر وتخت قنوعبرتر است از هزار افسروگاه
نکنم رو بسوی درگه میرکه برم انتظارم نعمت و جاه
بسوی خوان نعمت خواجهنکنم از در فسوس نگاه
بی نیازیم داده حضرت حقبا کف راد و خاطر آگاه