گنج

شمارهٔ ۲۹۸

۷ بیت
روز و شب بیهده با اختر خود جنگ مکنبر دل خویش فراخای جهان تنگ مکن
هر چه دانی که بانجام نیاری بردنهم ز آغاز بر او بنگر و آهنگ مکن
دل داننده بود آئینه صورت غیببعبث آینه را دستخوش زنگ مکن
پیش فرزانه دانا ره استیزه مپویمستی و عربده بر دانش و فرهنگ مکن
ننگ نادانی از ننگ تعلم بیش استای فرومایه ز آموزش کس ننگ مکن
پیشرفت همه کارت بجهان راستی استقوت کار خود از حیله و نیرنگ مکن
چاره از صبر بجو حادثه را، نی زجزعدل اگر تنگ شود حوصله را تنگ مکن