گنج

شمارهٔ ۲۱۲

۱۳ بیت
رفت از عمرم ای پسر چل سالنیمه ای خواب و نیمه ای بخیال
از صبا و شباب بگذشتمتا رسیدم کنون بسن کمال
آفتابم به نیمه روز رسیدکه بود نیمه روز وقت زوال
رنج بردم بگرد کردن علمنز پی گنج و گرد کردن مال
شکرلله که داد بی منتحق بقدر کفاف مال و منال
نکشیدم بهیچ روی ز خلقمنت احتیاج و ذل سئوال
در پی گرد کردن روزیسعی کردم و لیک با اجمال
دانم از عمر چند سال برفتمی ندانم که چند ماندم سال
چون جوانی بشد رسد پیریهمچنان کز پی رضاع، فصال
چونکه پیری رسد رود تن راچستی و در رسد کلال و ملال
شد مرا وقت کوشش و بالشوقت تواست ای پسر بکوش و ببال
هر چه خواهی ز هیچکس بمخواهجز خداوند قادر متعال
که مرا داد رایگان همه چیزعزت و جاه و دانش و اقبال