شمارهٔ ۱۴۳
معاشران قدح نوش اگر صواب کنندبرای من که یک امشب وداع خواب کنند
شبی خوش است و بتی ماهروی و وقتی جمعبساط مجلس عشرت بماهتات کنند
رسیده شاهدکی مست و خوان و کیسه تهی استمگر بما حضرش مرغ دل کباب کنند
چه حکمت است بمیخانه اندرون که مغانبجام باده هم آباد و هم خراب کنند
علاج محنت اندیشه را که نزد خردبود محال، بیک جرعه شراب کنند
شکر ز ذوق روان آب در دهان آردز روی ناز چو شیرین لبان عتاب کنند
شبی که بی رخ و زلف تو صبح و شام کنیمنه لایق است که از عمر ما حساب کنند
اگر چه غرق گناهم ز فضل حق دور استبحشر اگر بفراق توام عذاب کنند
نشسته ایم بشئی اللهی بر این درگاهاگر جواب فرستند و گر ثواب کنند