شمارهٔ ۱۱۹
ترک من سبزه گرد لب داردلعل یاقوت گون سلب دارد
میدهد وعده های بوس و کنارخندهائی که زیر لب دارد
چشم مستش بگاه ناز و عتابجادوئیهای بوالعجب دارد
گه بود لطفهای بی سببشنیز گه قهر بی سبب دارد
گرد یک نیمه روز فروردینزلفش از تیره مه دو شب دارد
قامتش همچو سرو آزاد استسرو دیدی که بر رطب دارد
با دو چشمش سخن درشت مگویزانکه مست است و نیز تب دارد