شمارهٔ ۷۱ - دل پرغم
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اریداشتی۶ بیت
گر دل غم پرور ما غمگساری داشتیبا بلا خوش بودی و در غم قراری داشتی
نام مجنون در جهان هرگز نبوده این چنینگر چنان بودی که چون من یادگاری داشتی
هر دو عالم را ز یک پرتو سراسر سوختیآفتاب از آتش من گر شراری داشتی
گل چرا غرق عرق گشتی ز خجلت پیش توگر نه آن بودی که از رشک تو خاری داشتی
نسبتی میداشت با من شمع در سوز و گدازگر دل بریان و چشم اشکباری داشتی
یار محیی گر گشودی رخ میان مردمانترک یار خویش کردی هر که یاری داشتی