شمارهٔ ۷۰ - من کهام!
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انهای۶ بیت
من کیام؟ رسوای شهر و عاشق دیوانهایآشنا با هر غمی، وز خویشتن بیگانهای
هم شوم شاد از غمش کاو در دلم منزل گرفتهم شوم غمگین که او جا کرد در ویرانهای
تُرکِ شهرآشوب من در کشوری منزل نکردتا نکرد اوّل غمش صد رخنه در هر خانهای
گه گیاه درد روید از دلم، گه خار غممن به حیرت کاین همه گل چون دمد از دانهای!
میخورم خون دل و خود را به مستی میدهمتا کنم گستاخ پیشش نالهٔ مستانهای
گفتهای «محیی که باشد تا دم از عشقم زند»در طلب فرزانه و در عاشقی فرزانهای