گنج

شمارهٔ ۶۰ - اندر سایه طوبی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یم۱۳ بیت
اشک سرخ و روی زرد من گواه است ای کریمبرکمال عشق دیدار تو بالله العظیم
بی هوای تو هوادار تو کی خرّم شوددرهوای غرفه های قصر جنّات النّعیم
آتش عشق تو را ای دوست نتواند نشاندتا ابد در دل اگر شعله زند نار جحیم
گر بیندازی تو بر دوزخ تجلّی جمالنیک و بد دارند منّت تا ابد باشد مقیم
گرنبودی وصل تو باشد قرین وصل توبعد چندین قرن ،چون زنده شود عظم رمیم
با تو عهدی بسته ام ای دوست در روز ازلتا ابد خواهیم بودن برهمان عهد قدیم
چار جویِ آب و شهد و شیر و خُمر اندر بهشتشربت بیمارِ دیدارِ تو نبوَد ای حکیم
آب حوض کوثر اندر سایه طوبی عطشکِی نشاندی گر نبودی از سر کویت نسیم
برصراط پل اگر دوزخ بود چون نگذردبی سروپائی که رفته برصراط مستقیم
دوست اندر گوش عاشق راز گوید روز وصلنیست اندر خورد گوش هرکس این درّ یتیم
دربرون پرده باشد این همه خوف و رجادر درون پرده رو کانجا امید است و نه بیم
پای گدایان بر در او شی لله بر زنیدتا شما را بخشد آنچه دارد آن شاه کریم
دولت دیدار حق محیی چو یابی در بهشتنور آن در طالعِ تو ، باشد از لطف عمیم