شمارهٔ ۱ - روزگار دل
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اردلمرا۷ بیت
در غم عشق تو زان بگذشت کار دل مراکز وفایت کم شود یک لحظه بار دل مرا
فارغم از گشت گلشن کز غم تو هرزمانبشکفد صد گونه گل از خارخار دل مرا
بر دلم باری حوالت کن غم اندوه خودچون توان کردن که کردی غمگسار دل مرا
ماهی ای کو برکنار افتد ز دریا چون بودهمچنان باشد بلا دور از کنار دل مرا
آنکه روزم شد سیه باشد ز بی صبری دلچون تو بودی و فراق یار کار دل مرا
باز آمد روز هجران ناله کن باری ز دلتیره تر بادا ز روزم روزگار دل مرا
چند چون محیی کشد دل در ره تو انتظارسوخت همچون سایه بر ره انتظار دل مرا