رباعیات
شمارهٔ ۱قرآن که بهین کلام خوانند آن راشمارهٔ ۲غم شد همه بیرون و درون دل ماشمارهٔ ۳ای در مردی چو باز و در کینه عقابشمارهٔ ۴ای برده نسیم لطفت از روی گل آبشمارهٔ ۵امروز که رونق جوانی من استشمارهٔ ۶هر غم که به من رسد زعشقت، شادی استشمارهٔ ۷باد سحری خوش حرکات افتاده ستشمارهٔ ۸از آتش اهل عصر جز دودی نیستشمارهٔ ۹ای مطلع خورشید زه پیرهنتشمارهٔ ۱۰یک نرگس تر چو چشم تو دیده نشدشمارهٔ ۱۱از بهر من ار به خلد جایی سازندشمارهٔ ۱۲من مِی خورم و هر که چو من اهل بودشمارهٔ ۱۳پارم گل و لاله بستر و بالین بودشمارهٔ ۱۴آن کیست که از زمانه دلشاد زیدشمارهٔ ۱۵ای خاک در تو دیده ی روشن دلشمارهٔ ۱۶از وصل تو عمر جاودانی دارمشمارهٔ ۱۷چون آینه با خلق صفایی دارمشمارهٔ ۱۸که رنگم و، باده، لعل چون بیجادهشمارهٔ ۱۹ماییم خریدار می کهنه و نوشمارهٔ ۲۰ای اشک من از پسته ی تو عنابیشمارهٔ ۲۱یار منی ای رنج، به من کی نرسیشمارهٔ ۲۲امشب خواهم صبح منور؟نی نی