گنج

شمارهٔ ۱۸ - تعریف چشمه اچول

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۲۷ بیت
اگر عمر ابد خواهی در ایامز آب چشمه اچول طلب، کام
سکندر آب اگر زین چشمه می‌خوردبرای چشمه حیوان نمی‌مرد
ندارد قدر این آب، آب حیوانازان تن زنده می‌ماند ازین جان
صفای چشمه بین، کز چند فرسنگنماید سنگ در آب، آب در سنگ
عروسی را که رخ شویند ازین آببتابد روی از مشّاطه در خواب
بود گر بید را زین آب، امّیدهلالستان نماید سایه بید
برد گر ابر ازین سرچشمه مایهنیفتد بر زمین از ابر، سایه
اگر این آب، سوی باغ پویدید بیضا چو برگ از شاخه روید
درین سرچشمه گردد دیده بینابه بر گو باد، بوی پیرهن را
صفا نوعی به سنگش نقش بستهکه بازار بلور از وی شکسته
وزد بر کوه اگر زین چشمه صرصرکند سنگ سیه را رشک مرمر
مخوانش آب خضر از بی‌تمیزیکه هست از آبرو به در عزیزی
اشارت جانب این چشمه از دورکند انگشت را فواره نور
ندارد آب کوثر این شرافتشرافت فرض کردی، کو لطافت؟
کند گر امتحان سردی آبنیارد پنجه مرجان دمی تاب
نمی‌آید به جوش این آب از آتشهوس گو، زحمت بیهوده می‌کش
مگر یاقوت اینجا آب خورده؟که آتش آبرویش را نبرده
ازان ماهی زند خود را به قلابکه در آتش جهد از سردی آب
دهد لب‌تشنگان را با صد امّیدخط موجش برات عمر جاوید
خداوندا ندانم این چه آب استکه چشم خضر بر وی چون حباب است
به روی چشمه ماهی صف کشیدهچو مژگان‌های تر بر روی دیده
دمادم چشمه از ماهی تپیدنکند چون چشم، انداز پریدن
دلی کاین چشمه را دیده‌ست در خوابکه از چاه زنخدان می‌خورد آب؟
نیابد تا ز چشم بد گزندیبر این سرچشمه می‌باید سپندی
چه معجز می‌کند این چشمه نوش؟که دایم دیگ سردش می‌زند جوش
بر این سرچشمه چندان در فشاندمکه دریا را به روی خود نشاندم
چه می‌پرسی حدیث باغ اچولارم بر سینه دارد داغ اچول