گنج

شمارهٔ ۶۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: نباقیست۶ بیت
گذشت فصل گل و رغبت چمن باقی‌ستوداع کرد شراب و خمار من باقی‌ست
برای جیب دریدن عزیز دارم دستاگرچه پیرهنم پاره شد کفن باقی‌ست
ترا گمان که سخن شد تمام و نشنیدیسخن نمی‌شنوی ورنه صد سخن باقی‌ست
کفایت است دلیل بقای ناز و نیازفسانه‌ای که ز شیرین و کوه‌کن باقی‌ست
شکست جام و حریفان شدند و مرد چراغز سادگی دل من خوش که انجمن باقی‌ست
اگر روی به سفر غربت است و غم قدسیوگر سفر نکنی محنت وطن باقی‌ست