شمارهٔ ۴۳۰
شاد باش ای دل که خود را خوب رسوا کردهایچون نکونامی بلایی را ز سر وا کردهای
هرکه را بینم کشش سوی تو دارد خاطرشآفتابی، در دل هر ذرهای جا کردهای
شکر احسان تو چون آرم به جا ای غم، که توخون دل عمری برای من مهیا کردهای
دست در دامان هجر یار داری ای اجلخوش مددکاری برای خویش پیدا کردهای
وای بر آیندگان روزگار ای آسمانگر کنی با دیگران هم نچه با ما کردهای
در غمش لاف صبوری میزنی ای دل، برودیدهام خود را و ما را هر دو رسوا کردهای