شمارهٔ ۴۱۲
وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: مداشتن۶ بیت
شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتندل به صمد باختن، رو به صنم داشتن
گر نبود عشق هم، فرض بود مرد رافال محبت زدن، نیت غم داشتن
ظلم بود سینه را، داشت ز افغان جداحیف بود دیده را، دور ز نم داشتن
فال رهایی مزن، زانکه نشان بدیستپای کشیدن ز گل، دست ز غم داشتن
کیسه تهی خوشترم، ورنه به اشکم رسدهر مژه بر هم زدن، حاصل یم داشتن
رند گدا کی کند، ترک کلاه و عصا؟لازمه خسرویست، چتر و علم داشتن