شمارهٔ ۳۶۶
وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: اغمردم۷ بیت
قسمت نگر که نوشم، می از ایاغ مردمسوزد به مجلس ما، شبها چراغ مردم
دانسته تا دلم را، سوزد به داغ حسرتهر لحظه آید از من پرسد سراغ مردم
چون گل نمانده بر تن، از داغ جای داغمسوزد مگر ازین پس، عشقم به داغ مردم
در حفظ ناله کوشم، تا دردسر نبینندبر خود جفا پسندم، بهر فراغ مردم
از دیدهها عجب نیست، دزدند اگر ز دل خونچینند کودکان گل، پنهان ز باغ مردم
هرجا دلی فروزد، بر حال ما بسوزدگردد ز شیشه ما، پر می ایاغ مردم
هرچند مست عشقی، قدسی چنان نرقصیکز باد آستینت، میرد چراغ مردم