شمارهٔ ۲۲۷
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: وبسوزاند۵ بیت
من و آیینه حسنی که تابش را بسوزانددلم را سجدههای گرم او ابرو بسوزاند
دماغم پر شد از سودای آتشپارهای چندانکه شب در کنج تنهایی سرم زانو بسوزاند
دلم را کرد بوی نافه سرگردان به صحراییکه ریگ دشتش از گرمی سم آهو بسوزاند
همان خاکسترم چون گرد از دنبال او افتدگرم صد ره به رنگ آن غمزه جادو بسوزاند
چو قدسی بعد ازین دست من و دامان غمناکیدلم را بستر آسودگی، پهلو بسوزاند