گنج

شمارهٔ ۲۱۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارسید۱۳ بیت
یا رب چرا به درد دلم دیروا رسیداز دل شکستنم به دلش چون صدا رسید
گلزار حسن را چه غم از آفت خزانبرگی اگر فتاد گلی از قفا رسید
کشت امید من چو پی برق شد سیاهتا شعله غمت به کدامین گیا رسید
لطف تو بود بیشتر از خواهش دلمهر مدعایم از تو به صد مدعا رسید
ناسور شد جراحتم از بوی طره‌ایباز این نسیم لطف به من از کجا رسید
بی گریه کی شگفتی دل میسرست؟گلشن ز فیض قطره به نشو و نما رسید
در چارسوی عشق بجز من کسی نمانداز هر طرف رسید بلایی، به ما رسید
در حیرتم که در قدم جغد بود گنجچون میمنت به سایه بال هما رسید؟
قاصد میان عاشق و معشوق رسم نیستشد فاش هر خبر که به گوش صبا رسید
تا شیشه امید که پهلو به سنگ زد؟کامشب صدای ناله به گوش آشنا رسید
هرگز به گرد وادی ما محملی نگشتدر حیرتم که بانگ جرس از کجا رسید
ساقی که هیچ‌کس ز می‌اش ناامید نیستدر شیشه ریخت زهر چو نوبت به ما رسید
قدسی، ندید روزن ما روی آفتاب..............................