گنج

شمارهٔ ۲۰۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ابمزندهکرد۷ بیت
مرده بودم از خمار می، شرابم زنده کردکشته بود آتش مرا، ساقی به آبم زنده کرد
از نصیحت‌های غمخواران، جنون بازم خریدگلشن افسرده بودم آفتابم زنده کرد
مرده بودم در کفن، افکند از عارض نقابهمچو کرم پیله شوقش در نقابم زنده کرد
بی تو ضعفم بود غالب، مرده‌ام پنداشتندمژده وصلت رسید و اضطرابم زنده کرد
زندگی از هر عذابی هست مشکلتر مرابعد مردن باید از بهر عذابم زنده کرد
از خجالت مرده بودم کز چه بی او زنده‌امتا خیال او کُشد باز از حجابم، زنده کرد
بس که افغان دوستم قدسی، اجل چون در رسدمی‌تواند مطرب از صوت ربابم زنده کرد