شمارهٔ ۱۷۴
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اشود۷ بیت
کی بی توام نظاره به چشم آشنا شود؟بنمای روی خود که مرا دیده وا شود
سوی در تو کعبه روان پی نمیبرندگر سنگشان به زیر قدم توتیا شود
نرگس دهد پیاله خالی به دست تواز بس که پیش چشم تو بی دست و پا شود
یکرنگم آنچنان که به شمشیر آفتابباور مکن که روز من از شب جدا شود
افتد ز اضطراب دل من در اضطرابپهلوی من، به بزم تو آن را که جا شود
بر روی دوستان به نظر زندهام چو شمعمیرم، اگر به هم مژهام آشنا شود
بیرون شدم ز بزم تو از حرف بوالهوسمرغ از چمن رمیده ز رشک صبا شود