شمارهٔ ۱۶۹
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: نمیکند۷ بیت
شمع وصلت هرکه را شب خانه روشن میکندروزنش در خانه، کار چشم دشمن میکند
تازه شد داغ کهن بر دستم از بس سوده شدآستین بر آتش من کار دامن میکند
کاش در میخانه هم خالی کند پیمانهایآنکه قندیل حرم را پر ز روغن میکند
باد اگر بر سایه دیوار گلشن میوزدبلبل از کنج قفس بنیاد شیون میکند
میکند خار گل ناچیده از دستم برونتنگ چشمی بین که با من چشم سوزن میکند
خانهام میسوزد و همسایهام آگاه نیستای خوش آن آتش که دودش میل روزن میکند
حرف صلح کل زند قدسی عجب دیوانهایستعالمی را بیسبب با خویش دشمن میکند