گنج

شمارهٔ ۱۲۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انهاشناست۷ بیت
بیگانه‌ای اگر نه به جانانه آشناسترشکم چرا به صد غم بیگانه آشناست
معشوق هم به چاره عاشق نبرد راهشد عمرها که شمع به پروانه آشناست
در وادی خیال تو و گفتگوی عشقچشمم به لب، چو خواب به افسانه آشناست
بیگانه است اگرچه ز پیراهن خردبا سنگ کودکان تن دیوانه آشناست
هرگز برای فال دلم شانه‌ای ندیدشد عمرها که زلف تو با شانه آشناست
پیغام نیک و بد همه را می‌برد بجاپیک صبا به کعبه و بتخانه آشناست
خون می‌خورد همیشه و عیشش کند قیاسقدسی لبی که با لب پیمانه آشناست