گنج

شمارهٔ ۱۲۲

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اگذشت۶ بیت
نیست نومیدی گر از حد انتظار ما گذشتناقه مجنون نه روزی از همین صحرا گذشت؟
گر جفایی آید از ارباب دنیا بر دلتبگذران، چون عاقبت می‌باید از دنیا گذشت
غنچه بر روح قدح خندید کامشب در چمنمستی بوی گلم از باده حمرا گذشت
گر بود صد کوه از آهن، کجا تاب آوردآنچه بر من دوش از هجران او تنها گذشت
هر سر خاری که می‌بینم، به مجنون دشمن استناقه لیلی مگر روزی ازین صحرا گذشت؟
نامه‌ای کش عشق طغرا شد، مخوان تا آخرشزانکه هر مضمون که خواهی یافت، در طغرا گذشت