گنج

شمارهٔ ۸

قافیه: اب۷ بیت
سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک نابآفت دل‌هاست و اندر دیده‌ام چون آفتاب
روی رنگینش چو ماه تافته بالای سروزلف مشکینش چو مشک تافته بر ماهتاب
صبر از آن خواهم همی تا عشق او پوشم به صبرخواب از آن خواهم همی تا روی او بینم بخواب
هرکه خواهد صحبت خوبان و پیوند بتانهمچو من دارد دل پر درد و جان پر عذاب
ای سرورافزای دل‌ها چون حیات اندر وصالوی نشاط‌افزای جان‌ها چون شراب اندر شباب
تا به اندر باغ آید همچو ناف نیکوانتا که چشم عاشقان باشد چو در نیسان سحاب
چون سحاب ماه نیسان باد چشم دشمنتروی خصمانت چو آبی باد آخر ماه آب