گنج

شمارهٔ ۶۶

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیه: ار۱۲ بیت
مرا رنج بسیار و کم روزگاربشادی کسم نیست آموزگار
نه هستند یاران من مهرباننه هستند خویشان من سازگار
زمانی همی نالم از یار بدزمانی ز رنج و بد روزگار
شود نیک روز بد از یار نیکمرا بدتر از روزگار است یار
مرا دل فکار است دائم ز دوستز دشمن بود هر کسی دلفکار
اگر دشمن و دوست یکسان بوچه دوست و چه دشمن چه خرما چه خار
از آن دشمنی کو بود دور دستتواند رهاندن بدستان و چار
چگونه تواند ز دشمن گریختکسی کش بود دشمن اندرکنار
ایا عاشقی بی دل و بی روانگهی گرم خوار و گهی سوگوار
چه نالی چو رعد و چه گریی چو ابرچه گوئی تو چندین چه پیچی چو مار
همیشه ز دل نالی و دیده هیچکه دارند جان گرامیت خوار
که دید این رخ یار پیمان شکنبرفت از پی یار بی زینهار