گنج

شمارهٔ ۵۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اد۶ بیت
تا آفریدگار مرا رای و هوش دادبی کس ترم نیاید از خویشتن بیاد
آن روزگار شیرین چون باد بر گذشتاین روزگار تلخ همان بگذرد چو باد
گر باز روزگار مساعد شود مرااز هر چم آرزوست بیابم تمام داد
هست اوستاد من بغم عشق روزگاراز روزگار به نبود هرگز اوستاد
زین صعبتر بروی مرا کارها رسیدزین بسته تر بدست مرا بندها فتاد
الا خدای یک در بر هیچ کس نه بستالا هزار در به از آن بر دلش گشاد