شمارهٔ ۴۶
از بلای دهر جان شاه گیتی فرد بادجان بدخواهان او جفت بلا و درد باد
رنگ گرد از روی رادی آب جود او بشستجان او بی رنگ باد و روی او بی گرد باد
روز و شب در مجلس او بانک نوشانوش بادسال و مه بر درگه او بانگ برد ابردباد
دوستانش را ز شادی روی دائم سرخ باددشمنانش را ز زاری روی دائم زرد باد
با سلامت جفت باد و با سعادت یار باداز ملامت دور باد و از ندامت فرد باد