شمارهٔ ۲۵
بار خدایا ز مرگ منت چه آیدبی گنهان را ز غم مکش که نشاید
خامشی خویش خوار داری لیکنخامشی من ترا همی نکزاید
تا تو یکی ره بسوی من نگرائیهیچ سعادت بسوی من نگراید
گر بر تو دست من رسد عجبی نیستآنکس کو می خورد تنش برباید
آمده نوروز و شعر باید نیکوچونان کز طبع زنگ غم بزداید
طبعی باید گشاده شعر نکو راجز سخنان تو طبع می نگشاید
گرت بکار است شعر نیک سخنگویخامش باش ارت شعر نیک نیاید؟