شمارهٔ ۱۴۸
آن ماه سرو بالا آن سرو ماه رویاز روی او دلم نشکیبد به هیچ روی
چشمم ز مهر ماهش گشته بسان ابرجسمم ز عشق سروش گشته بسان موی
اشک و رخم ز عشقش چون برگ در خزاناز عشق آن دو غالیه گیسو برنگ و بوی
از حسرت دو نار و دو گلنار او مراچون نار گشته چشم و چو دینار گشته روی
چون ماه کاسته شدم از عشق روی آنکهماه تمام سجده برد پیش روی اوی