گنج

شمارهٔ ۲۴

تا نیافتد پرتو خورشید بر رخسار گلبا خود از دیبای ابری سایه‌بان دارد بهار
ناله‌ای کز ابر می‌آید صدای رعد نیستعالم آب است از مستی فغان دارد بهار