گنج

شمارهٔ ۲

ز من دل برده بود آتش‌عذار تیزمژگانیبه صد جلدی برون آوردم از چنگش کباب اما
نبوسیده کسی در بندگی غیر از عنان دستشبه پایش می‌گذارد دیده را گاهی رکاب اما
از آن بی‌خانمان‌ها نیستم قصاب تا دانیبه کوی دوست من هم خانه‌ای دارم خراب اما