گنج

شمارهٔ ۹۴

قافیه: ینگستاخ۵ بیت
مبین به عارض آن سبز گندمین گستاخمشو به خرمن فردوس خوشه‌چین گستاخ
غبار هستی افتاده عزیزان استز روی کبر منه پای بر زمین گستاخ
تلاش وصل نمودن کمال بی‌ادبی استمباش ای دل بی‌تاب این‌چنین گستاخ
برابر است به کیخسروی روی زمینبه آستانه این در منه جبین گستاخ
غلامی‌اش نبود کار هر کسی قصابچرا تو کنده‌ای (العبد) در نگین گستاخ