گنج

شمارهٔ ۲۷۹

قافیه: نبشنو۷ بیت
حدیث شام هجر از بلبل طرف چمن بشنورموز غنچه را گل‌چین چه می‌داند ز من بشنو
نظربازی تو را دور از عزیز خویش می‌سازدبپوشان دیده را از مصر و بوی پیرهن بشنو
به باغ از عندلیبان نکته‌ پردازی چه می‌پرسیبیا از من زمانی وصف آن گل‌پیرهن بشنو
دلی در آتش و از گریه در آب نمک دارماگر آهی کشم بوی کبابم از دهن بشنو
چو مار از بیم قهرت شعله در زنهار می‌آیداگر باور نمی‌داری ز شمع انجمن بشنو
پس از مردن گذارت اوفتد گر بر سر خاکمنوای های‌های الفراقم از کفن بشنو
بیا ای دل‌ربا قصاب را گردان فدای خودتأمل چیست قربان سرت گردم سخن بشنو