گنج

شمارهٔ ۱۶۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انتر۱۱ بیت
بتی دارم به حسن از کافرستان کافرستان‌ترزبان از لعل و لعل از شکّرستان شکّرستان‌تر
رخش چون مهر اما پاره‌ای از مهر تابان‌تردو ابرو ماه عید اما ز ماه اندک نمایان‌تر
گذارش بر ره دل‌ها فتد گر از قضا روزیدرآید مست ناز از رخشِ همت گرم‌جولان‌تر
به قصد عاشقان چون لاله گلگون کرد عارض راگلستان جهان گردید از حسنش گلستان‌تر
چو بر من تافت عکس عارضش در عین بیتابیشدم در دیدنش یک پیرهن زآیینه حیران‌تر
ز جا برخاستم بگرفتم از شادی عنانش راچو دیدم هست امروز آن بت از هر روز مستان‌تر
به مژگان برد دست غمزه و رو کرد بر جانمکه خونم را ز خون دیگران ریزد نمایان‌تر
شدم تسلیم تا آب شهادت نوشم از تیغشپشیمان بود شد یکباره زین احسان پشیمان‌تر
فرو باریدم آب حسرت از چشمِ تر و گفتمکه هرگز من ندیدم از تو یاری سست‌پیمان‌تر
پس آنگه گفت شعری چند می‌خواهم بیان سازیکه گردم در تبسم اندکی از پسته خندان‌تر
مرا آمد به خاطر یک غزل در شأن حسن اوبگفتم بشنو ای رخسارت از خورشید تابان‌تر