شمارهٔ ۱۲۷
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انمکراتازهکرد۷ بیت
عشق آن روزی که با دلها نمک را تازه کردشورش دیوانه با صحرا نمک را تازه کرد
ابر تا برداشت نم، از دیده من خون گریستاین سزای آنکه با دریا نمک را تازه کرد
باز تن همچون کباب در نمک خوابیده شددل چو با آن آتشینسیما نمک را تازه کرد
همچو خط گردید بر گرد لبش بیاختیارهرکه با آن لعل شکّرخا نمک را تازه کرد
پاره خواهم ساخت از شور جنون زنجیرهازلفش امشب با من شیدا نمک را تازه کرد
روی در بهبود زخم ناوکش آورده بودغمزه آمد با جراحتها نمک را تازه کرد
شورش و آشوب شبهای جدایی گرم شدحسن او قصاب تا با ما نمک را تازه کرد