شمارهٔ ۱۲۵
تنم به هیچ مکان بی رخت قرار نداردبه جز خیال تو کس بر دلم گذار ندارد
به هر کجا که روم همچو مرغ طعمه داممبه غیر من به کسی روزگار کار ندارد
در این سراسر گلزار نیست برگ درختیکه چون عدو به سرم تیغ آبدار ندارد
به هرکجا که روم من غم تو رو به من آردکجا رود به کسی دیگر اعتبار ندارد
چقدر حوصله قصاب فکر جای دگر کنکه این حنای تو رنگی در این دیار ندارد