شمارهٔ ۱
سرور سینه من از فروغ روی تو بودولی بسوخت بدرد تو جان غم فرسود
کجاست سرور رندان فقیر میر غیاث؟کجاست عاشق حق، رند عاقبت محمود؟
بهر نفس که نمود او ز مهر روی بمنچه گویم آنکه ازان رو مرا چه روی نمود؟
بهر سخن که همی گفتمی ز سر خدادرین دیار مرا محرمی بجز تو نبود
کنون بجمله خراسان کسی نمی بینمکه پهلوی تو نشیند ببارگاه شهود
دریغ یار گرامی! دریغ عمر عزیز!ز قاسمی بروانت سلام باد و درود
بقا بقای خدا باد و ملک خداچه حاصلست ازین پنج روزه معدود؟
گر آدمی بجهان صد هزار سود کندولی چو عاقبت الامر رفتنست چه سود؟
دو روزه عمر اگر صرف راه یار کنیزهی سعادت جاوید و دولت مسعود!