گنج

شمارهٔ ۴۸۲

ماه عیانست روی یار چه گویم؟درصفت حسن آن نگار چه گویم؟
مصحف حسنت بخط خوب غبارستمن صفت آن خط غبار چه گویم؟
سوخت دل و جان بی قرار مرا عشقاز دل و از جان بی قرار چه گویم؟
درد دل عاشقان شمار ندارداز غم و اندوه بی شمار چه گویم؟
عمر عزیزم در انتظار تو بگذشتاز ستم روز انتظار چه گویم؟
نیست مداری زمانه را بحقیقتقصه این دار بی مدار چه گویم؟
خشک شد این جویبار و سرو خرامانپس صفت سرو جویبار چه گویم؟
کرد رقیب از وصال یار سؤالیمن صفت گنج را بمار چه گویم؟
دی بکرم گفت یار: قاسم ما کو؟آب شدم من ز شرم یار، چه گویم؟