شمارهٔ ۳۹۵
گر کسی مست و خرابست ز مستانش پرسهر کرا جان و دلی هست ز جانانش پرس
عشق ایمان حقیقیست درین دیر فناهر که دعوی فنا کرد ز ایمانش پرس
دل، که از زلف پریشان دم آهسته زندزود از آشفتگی زلف پریشانش پرس
هر که گوید که: به تحقیق و یقین انسانمدر میان سخن از جوهر انسانش پرس
هر که گوید که: بدان یار شناسا شده امرو بدو آور و از شیوه عرفانش پرس
عید و نوروز جهان جمله طفیل رخ تستهر که دم می زند از عید ز قربانش پرس
داغ سودای تو دارد دل قاسم شب و روزصورت حال دل از دیده گریانش پرس