شمارهٔ ۳۴۱
«یحبهم » ز چه رو گشت آن مراد مرید؟مگر در آینه جان جمال خود را دید؟
جمیل بود محب جمال خود دایمهزار گونه گل از بوستان خود می چید
زمان زمان زخدا در جهان جان خبرستکه عارفان نفروشند تازه را بقدید
اگر بنار محبت رسی بسوزانیمیان آتش عرفان قلاده تقلید
خلاف نفس و هوی ورد رهروان آمدنه مرد راه بود هر که زین جهاد جهید
سعادت دو جهان یافت، زنده شد جاویددلی که ملک دو عالم فروخت عشق خرید
امید قاسم بیدل وصال جانان بودهزار شکر که جانش بدین مراد رسید