گنج

شمارهٔ ۳۰۴

آنان که بجز روی تو جایی نگرانندکوته نظرانند و چه کوته نظرانند!
و آنان که رسیدند زنامت بنشانیدر عالم حیرت همه بی نام و نشانند
در جای خیال تو اگر اشک در آیدصاحب نظران دردمش از دیده برانند
سکان سر کوی تو ملک دو جهان راهرچند که عورند، بیک جو نستانند
در کوی تو گر پای نهم عیب مفرماعشاق تو مستند، سر از پای ندانند
سرمایه شادی جهان مستی عشقستآنها که ازین می نچشیدند ندانند
قاسم،سر وجان باختن اندر ره معشوقشرطست، ولی مردم عاقل نتوانند