شمارهٔ ۲۶۱
مظهر ذات و صفت آدم و عالم باشدجام جم راکه شنیدی دل آدم باشد
در ره عشق فناباش و سلیم و تسلیمبعد ازین دعوی عشق از تو مسلم باشد
دل،که با عشق و محبت نبود محرومستدل نباشد، به یقین خانه ماتم باشد
عاشقی را که بود در صفت معشوقیجان او را ز خدا جام دمادم باشد
صفت بخت بلندست و نشان دولتدل که در آتش سودای تو خرم باشد
اندرین راه مریدان طلب درد کنندشیخ را داعیه آن که معمم باشد
مفتی وصوفی اگر چند سلیمند،اماصوفی صاف یقینست که اسلم باشد
در ره عشق فنا شو، ز فنا فانی شوبعد از آن قاعده عشق تو محکم باشد
قاسم،از ساقی جان جام لبالب بستانهر کرا جام عظیمست معظم باشد