شمارهٔ ۱۷۳
پیوسته دلم در غم آن یار گرامیستجان و دل ما مایل آن مجلس سامیست
ای دوست، اگر عارف راهی نخوری غمدرد دل ایام نصیب دل عامیست
چون نام تو در نامه بدیدیم شکفتیمجان و دل ما عاشق آن نامه نامیست
هر دل که نشد در طلبش فانی مطلقنه پیر هری باشد و نه احمد جامیست
گر ملک دو عالم بتو بخشند، درین راههان تا نشوی غره که آن مایه خامیست
در راه یقین زاهد و عابد همه خامندگر عاشق صادق شوی آن وصف تمامیست
قاسم، اگر آن خواجه شد، این میر، چه باشد؟تو بنده ره باش، که کار تو غلامیست