گنج

شمارهٔ ۱۶۵

چون روی تو ز مصحف تنزیه آیتیستهرجا که آیتیست در آنجا درایتیست
از من قبول کن سخن خوش، باعتقاد :هرجا درایتیست هم آنجا هدایتیست
آخر نگشت عشق و بپایان رسید عمراول بدایتیست، بآخر نهایتیست
هرجا که می رود سخنی در بیان عشقمقصود حسن تست، دگرها حکایتیست
زین بیشتر جفا مکن، ای عمر نازنینآخر جفا و جور ترا حد و غایتیست
همراه عشق باش، که این عشق چاره سازاول هدایتیست، بآخر عنایتیست
در خانه جای عقل بود، یا مقام عشقمامور عشق باش، که جان را حمایتیست
این عشق چاره ساز در اطوار کایناتمنصور رایتی و از نور رایتیست
قاسم، بهر کجا که زند عشق او علمدر ظل او گریز، که مشهور رایتیست