گنج

شمارهٔ ۱۶۲

رخسار تو چون آینه صورت و معنیستدر پرتو دیدار تو انوار تجلیست
از خاک کف پای تو هر بو که شنیدیملطفیست که در خاصیت باد صبا نیست
از بوی تو شد جان و دلم زنده جاویدبا نکهت طیب تو چه جای دم عیسیست
چون صورت و معنی تو در حد کمالستجان و دل ما عاشق آن صورت و معنیست
در جمله احوال پرستیدن صورتاز نشائه ما نیست ولی نشائه ما نیست
یک جذبه ز حق آمد و دل برد بغارتمجنون چه کند؟ کین کشش از جانب لیلیست
قاسم دل و دین داد بامید وصالتدر مذهب عشاق همین توبه و تقویست