گنج

بخش ۱۵ - در کوچ کردن کمخا و اسبها را طلب داشتن

۱۸ بیت
کمیتی در آورد کمخا دلیرزوالای بادصبائی بزیر
مطبق براسبی زخسقی نشستکه جزوی نبد سرخ خنگی بدست
یکی تافته از برای کتلنهادند داغ اتو بر کفل
مجرح بدش اختجی با دوالکه همراه گردد بوقت رحال
دگر بقچه برابرش صندلینشسته همی کرد تخت ملی
مدول یکی اطلس بانژادبرآمد بگلگون والا چو باد
مقرر شدانکه بهر روی برکه باشد الاغ خودش زآستر
نبودش یکی خام شوره نوردببارش ببستند هم در نورد
یک صوفک و خاصک دلپذیردر آن خیل و امانده بی بارگیر
مگر جقه بود آنجا حکمبگفتا روند این دو بر پشت هم
بدادند خانشاهی آنکوست خاصزخود رنگ یک بارگیریش خاص
بر آن بر نهادند از آن پس بخیلکه همجنس گیرد بهمجنس میل
ولی زردک قاری بینوابدش کاسری پاره وان در ملا
زبانگ قصاره بکرباس راستچو در جنگ از اسبها شیهه خاست
برون برد بار و بنه جامه خواببزد چارشب خیمه بی طناب
منادی زن چرخ قز بانگ زدکه ای رختها زانکه عینید وزد؟
زسلطان کمخا چنانست جارکزین قیتل آنکس که جوید فرار
و یا دارد امروز پوشیده رونیاویزمش بر سر چارسو