شمارهٔ ۴۲ - خواجه حافظ فرماید
گوهر مخزن اسرار همانست که بودحقه مهر بدان مهرو نشانست که بود
در جواب او
جوهر صوف و سقرلاط همانست که بودارمک و خاص بدان مهر و نشانست که بود
کیسه اطلس پر گرد عبیر و عنبردر بر رخت همان مشک فشانست که بود
سوی مدفون خود ایشاهد مشکو باز آیزانکه بیچاره همان دلنگرانست که بود
چون نبخشند و نپوشند بخیلان ناچارجامدانشان بهمان مهر و نشانست که بود
جیب تانگسلد از کوی درو زر خورشیدهمچنان در عمل معدن و کانست که بود
مدتی شد که زهم باز نکردم دستارگوهر مخزن اسرار همانست که بود
لته گیوه شده جامه منعم قاریدلق درویش بدان سیرت وسانست که بود