شمارهٔ ۲۱
جانرا بکوی دوست روان میکنیم مایعنی که کار عشق به جان میکنیم ما
مطرب گر آرزوی تو فریاد ما بودمانند نی به دیده فغان میکنیم ما
مشهور در سواد جهان از سخن شدیمهمچون قلم سفر بزبان میکنیم ما
نتوان چو زاهد از ره خشکی بکعبه رفتکشتی به بحر باده روان میکنیم ما
ما را چو شمع مرگ بود خامشی غنیاظهار زندگی به زبان میکنیم ما